خرید بک لینک
بعد ۷ماه به تعویق انداختن، امروز راس ۹ دندون‌پزشکی بودم و متوجه شدم اشتباه کردم و در زمان حاضر دکترم ۲ میاد:) بااینکه دور نیست (یه‌ربع با ماشین) ولی حال ندارم دوباره برم و بیام. نشستم رو صندلی انتظار و دارم به این فکر میکنم که چطور از این پنج ساعت گپ استفاده کنم و کارامو انجام بدم.امیدوارم واقعا در روز جاری پرونده دندون‌پزشکی امسالو ببندم.خواستم ادیشن دکترم که هفته بعدی وقت دارم رو از قبل بگیرم ،جدا از اینکه همه‌چیز مثل همیشه گرونه، نرخ‌های توی سایت‌ها هم اشتباهن! یکیو توی درگاه پرداخت هم رفتم و

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

می‌دونی الان نباید اینجا باشم و باید کتابخونه باشم اما امروز هم مثل دو روز قبل(که البته دو روز قبلی شیفت ده ساعتیه داشتم) فعلا صفره و این جوری نیست که می‌خوام باشم.کارای فارغ‌التحصیلیمو انجام دادم. همش تو یه روز انجام شد. و نیازی به تاییدیه تحصیلی یا هیچ چیز دیگه ای نبود. البته وقتی رفتم آموزش بهم گفت اسمت تو لیست ممتازینه و با اولویت شتابان کارتو انجام می‌دیم! پروسه‌ی امضا گرفتنش هم انقدر ساده بود که واقعا به علوم تحقیقات داشتم فحش میدادم چون امضا گرفتن اونجا رسما سه هفته طول کشید! هزارتا امضا

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

چند روزه اصلا تمرکز ندارم، همش دنبال حساب کتابم. چت‌جی‌پی‌تی میگه:"رها کن و بچسب به این روزایی که باقیمونده چون هزاران برابر باارزش‌ترن از اون چیزی که داری حساب کتابش می‌کنی!" راست میگه...کاش خودمم بفهمم که راست میگه و انقدر ذهنم پرت نشه. چند روزم رو باز از دست دادم و این اصلا خوب نیست. هفته‌ی بعد هم که سه روز پشت هم تعطیلی و شیفت ۱۰ساعته...!kendine gelدیگه خبر، بها، کانال هیچی چک نخواهم کرد. این از من. خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی نیاز دارم بشه.

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

کارت ورود به جلسه رو گرفتم. دانشگاه شریف افتادم. یادش بخیر کارشناسی این دانشگاه آرزوم بود و الان رشته ای رو میخونم که اصلا تو شریف نیست؛!) در راستای:"پیشونی کجا مارو میشونی:)"! رشته‌ام رو بیشتر از مهندسی دوست دارم با اینکه اون روزا تمام خواسته‌ام مهندسی‌ای بود که قبول هم شدم و خوندمش حالا نه تو شریف! ولی درنهایت عشق نمی‌کردم باهاش. حقوق هر چقدر هم که مهاجرت پذیر نباشه، عشق می‌کنم با خوندنش. فارغ از نوع درس، جزا، مدنی و... کلا عشششق میکنم باهاش فکر کنم همینه که مهمه.-دلم میخواست جمعه باشه که بتون

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

✨A Head Full Of Dreams آدم همیشه باید ادامه بده^^اگه یه جا بمونی که کپک میزنی!._. 333|kafam yok تمرکزم زیر صفر، اون قسمت پیش‌فعال مغزم در پیشششروترین حالت خودشه. دوباره همزمان به همه‌چیز دارم فکر می‌کنم و روی این لحظه هیچ تسلطی ندارم. خودم رو اینطوری دوست ندارم. حواس‌پرت، مضطرب، بدون تمرکز-در راستای عنوان‌ها: خودمم نمی‌دونم چرا ناخودآگاه به ذهنم، عنوان ترکی استانبولی میاد و همونو بی تغییر می‌ذارم. Tags : &nbsp&nbsp&nbspروزمرگی&nbsp&nbsp

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

بچه‌تر که بودم، من و مامانم مفصلا روری و لورلای گیلمور بودیم، حتی چند پله بهتررر! الان با اینکه باهم هنوز خوبیم ولی رابطه‌مون دیگه اونطوری مثال زدنی نیست. فکر کنم تقصیر منه چون مامان که همونه، من بزرگ‌تر و عوض شدم.ـ‌خیلی رندوم رفتم پست‌های پایینتر رو خوندم، خیلی پایینتر، ۱۴۰۰. پسر چقدر تغییر کردم، چقدر تو جواب کامنتها تایپ می‌کردم، چقدر ارتباط می‌گرفتم وای انگار رسما یکی دیگه رو داشتم می‌خوندم! جدی اسم وبلاگ به نویسنده‌اش میومد رو ابرا بودم رسما:) البته با اینکه منِ الان با منِ پنج‌سال پیش، کله

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

کمتر از دوماه دیگه 23سالم میشه. اینکه چرا انقدر درگیر سنمون و عدد هستیم هم به نوبه خودش جالبه.چند وقت پیش داشتم یه ویدیوی قدیمی از لیز تو یوتوب می‌دیدم. می‌گفت" 27سالشه و هرچقدر بیشتر به 30 نزدیک میشه تازه می‌فهمه اینکه همه میگن 30سالگی اوج زیبایی و جذابیت یه زنه چقدر درسته و چقدر حسش میکنه هرسال!." تو ذهنم انگار یه فایل به‌روز باز شد که عه! راست میگه. اتفاقا همه‌ی اون‌هایی که الان به عنوان الگو می‌بینمشون تو همون بازه‌ی سی تا سی و پنج سالگی هستن.با مامانم هم راجع بهش حرف زدم و اونم تایید کرد.

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

کمتر از سه ماه تا آزمون کانون مونده و من هیچی نخوندم. نتایج ارشد هنوز نیومده و در زمان حاضر راجع بهش حرف زدیم با بچه‌ها مجدد یادم اومد که چقدر غلط زدم و رسما بجز متون حقوقی که جامع نزدم، بقیه درسای گرایش کیفری رو همهههه رو زدم بلااستثنا همه‌ی تست‌ها رو زدم! محض رضای خدا متون فقه رو چرا همشو زدم دیگه ! جزاهارو فقط همون روزی چک کردم و نصفش غلط بود. خیلی منفی زدم. هعی دوباره یادش افتادم ناراحت شدم.کاش حداقل ابتدا میکردم به خوندن. این هفته اشتراک کتابخونه تموم شد و من این ماه کلا نرفتم. هزینه‌اش هم

برچسب: نویسنده: rayha تاريخ: يکشنبه 8 شهريور 1405 ساعت: 21:10

صفحه بندی